اغاز با نام خدا
مارس 3, 2008 at 2:14 ب.ظ | In پراکنده | 49 Commentsبه نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
49 دیدگاه »
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته. شناسهی دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.

فكر ميكنم بهترين جمله خوش آمد گويي باشه
خوشحالم كه اولين خوش آمد گويي را به شما ميگم
دیدگاه با بهبد — ژوئن 2, 2008 #
بهبد جان از لطف شما خیلی ممنونم
امیدوارم بتوانم پس از امتحانات که فعلا من را به شدت مشغول کرده است نوشتن در این وبلاگ را شروع کنم
در ضمن من هم مثل بسیاری از خوانندگان بلاگ شما هستم امیدوارم که موفق باشید!
دیدگاه با behrad — ژوئن 3, 2008 #
سلیقه ای کریستالی دارید (دیزاین و نام و غیره) که در این هوای گرم خیلی می چسبد. ماه جون همان طور که می دانی ماه گی ها در سراسر دنیاست. تولد شما با آغاز این ماه همراه شده است و امیدوارم وبلاگ خوبی داشته باشی.
دیدگاه با qulture — ژوئن 4, 2008 #
پاسخ:
از لطف شما خیلی ممنونم و از محبتی که نسبت به من دارید
امیدوارم که هرچه زودتر نوشتن در این بلاگ را شروع کنم
دیدگاه با behrad — ژوئن 4, 2008 #
salam behrad jan kasi daghighan nemidoone baraye chi vali oon tori ke khodeshoon goftan bar asase yak seri moshkelate shakhsi rastesh manam kheili narahat shodam az raftaneshoon agar ejaze bedid vaghti blogetoono UP mikonid link bedam mamnoon misham
andranic
دیدگاه با 2tehranpatogh — آگوست 3, 2008 #
آندرانیک جان از لطفی که به من دارید ممنونم
امیدوارم مشکلش هر چه که باشد انشاالله به زودی حل شود
در مورد وبلاگ نویسی هم بااین که خیلی علاقه مند هستم ولی به دلیل اینکه امسال پشت کنکور هستم مطمئن نیستم که بتوانم آپ کنم.باز هم ممنونم
دیدگاه با behrad — آگوست 5, 2008 #
آقا شروع کن دیگه!
دیدگاه با qulture — آگوست 9, 2008 #
فرهنگ جان
راستش خودم هم خیلی دوست دارم که نوشتن را شروع کنم ولی می دونی که شروع کردن هر کاریآن هم برای اولین بار استرس های خاص خودش را دارد و البته بهترین بهانه من برای ننوشتن کنکور کارشناسی ارشد است که امسال در پیش دارم و درس خواندن برای آن را شروع کرده ام
راستش حالا که دنبال بهانه برای ننوشتن می گردم می بینم فرهنگ جان یک دلیل ننوشتن من همین خود شما هستی
از بس که ماشالاله فعال هستی و مطالب پر محتوا و خواندنی در گی فرهنگ می ذاری و اخبار جامعه همجنسگرایان را در گی نیوز انعکاس می دهی کار را برای فرد تازه وارد و ناشی مثل من خیلی سخت می کنی بالاخره فرهنگ جان بی رودرباسی بگم که شما حداقل انتظارات منو که از یک وبلاگ نویس دگرباش بسیار بالا بردی
از این که به من توجه داری از شما ممنونم و راستش می خوام اگر روزی شروع به نوشتن وبلاگ کنم این کارم مدام و پیوسته باشد درست مثل شما اگر اجازه بدهی فعلا به خواندن بلاگ ها و یادگرفتن از شما و دیگران مشغول باشم
از لطفت ممنونم
دیدگاه با behrad — آگوست 11, 2008 #
salam man nafahmidam alan kojaeam vali ageh gay pas chera web man link nashode enbaro nadid gereftama
بهراد:
عزیزم باید چیزی باشد که شما را در آن لینک کنم یا نه؟
فعلا که بلاگ دایر نیست ولی هعر وقت دایر شد شما را هم لینک می کنم
دیدگاه با پسر اول — آگوست 12, 2008 #
آقا يا تعطيل كن يا بنويس!!!!!!
دیدگاه با boyestan — آگوست 14, 2008 #
aziz montazere ghalametim
دیدگاه با andranic — آگوست 29, 2008 #
یه لحظه چشاتو ببند، تمرکز کن ببین دلت می خواد در باره ی چی بنویسی. همونو بنویس و یه ویرایش کن و پست کن. سخت اش نکن. از دل گفتن که نباید سخت باشه.
دیدگاه با مجید — سپتامبر 3, 2008 #
salam..manam blogam taze ehdas shode..bad nist ye sari behesh bezani
دیدگاه با 69 — سپتامبر 16, 2008 #
بهرادجان اون جمله یه جور آرامشه برام
بهم اجازه می ده هر بار که میام روی پسر حس کنم اینجا خونه ای برای خودم و هم احساس هام هست و توقف ممنوعش برای اونهایی هست که درکم نمی کنند و نمی خواند بکنند یا حتی زحمت تحمل به خودشون بدن.
همین
دیدگاه با 5pesar — نوامبر 8, 2008 #
khob chand vaghte dige bayad beshe k webetoon shoro kone
دیدگاه با پسر اول — نوامبر 10, 2008 #
ممنون که به اینجا توجه دارید
امیدوارم که با آغاز اسفند ماه اینجا را استارت بزنم
دیدگاه با behrad — نوامبر 11, 2008 #
این کارشناسی ارشد هم درد بیدرمانی شده!
هیس!
امتحان میکنیم!
دیدگاه با پژ — دسامبر 17, 2008 #
بله معضلی بس بغرنج است
فقط امیدوارم همین امسال تموم بشود و به سال های بعدی نکشد!
دیدگاه با behrad — دسامبر 18, 2008 #
سلام . میبینم که هنوز شروع نکردی پژ هم واستون نظر داده. پس معلوم میشه رابطه ای غیر از این وبلاگ شماهارو به هم وصل میکنه منظورم اینه که ارتباط قوی ای باید داشته باشید . به هر جهت منم میخوام که شروع کنید و حتما یه بخش بزارین در مورد خودتونم خلاصه ای بزارین.ممنون. مهدی
دیدگاه با مهدی ( پسر شیرین) — ژانویه 3, 2009 #
این که جناب پژ اینجا کامنت گذاشته اند مانند شما از لطفشان بوده و الا من تا پیش از این گرچه وبلاگشان را دنبال می کردم رابطه ای با ایشان حتی در حد این دنیای مجازی هم نداشتم.بلاگ شما را هم اتفاقا بار اول از وبلاگ پسر دیدم و برایتان آرزوی موفقیت می کنم
اما در مورد شروع وبلاگ عرض کنم که فعلا سرم بسیار شلوغ است و دیگر حتی فرصت چندانی برای خواندن وبلاگ ها که پیش از این به آن معتاد بودم ندارم ! تا اسفند به یاری خدا سرم خلوت می شود و اینجارا استارت می زنم .مطمئنا این پیشنهاد شما را هم در نظر خواهم داشت و در مورد خودم هم به قدر کافی توضیح می دهم
بابت لطفی که به من دارید هم از شما سپاسگزارم
دیدگاه با behrad — ژانویه 4, 2009 #
من تکذیب میکنم. همچین ارتباطی وجود نداره. من زبونم مو در آورد. چه ارتباطی؟ چه چیزی؟ من به مملکت داری مشغولم. حالا باز هی حرف در بیارید برای من.
دیدگاه با پژ — ژانویه 8, 2009 #
خود عالیجناب هم که تکذیب کردند
آفتاب آمد دلیل آفتاب!:)
دیدگاه با behrad — ژانویه 9, 2009 #
سلام به هردوی شما پژ و بهراد. منظور بدی نداشتم که سوء برداشتی دنبالش باشه(به خدا) . منظورم اینه که توی عالم تله پاتی گاهی روابطی پیش میاد که حس قرابت و نزدیکی رو باعث میشه حالا از لحاظ فکری یا عاطفی . مثلا دو نفر میبینن که هیچ رابطه فیزیکی دیداری شنیداری با هم نداشتن ولی به سمت هم کشش دارند.منو ببخشید.Forgive any way
دیدگاه با مهدی ( پسر شیرین) — ژانویه 12, 2009 #
امیدوارم شروع خوبی داشته باشی . موفق باشی
دیدگاه با رضا — ژانویه 16, 2009 #
حالا که همه اینجا جمعن مام هستیم!
دیدگاه با فاروق — ژانویه 18, 2009 #
ای ول پس داری تازه شروع می کنی. خوش حالم. … چه نظرات سنحیده ای نوشتی برام. خوش حالم که می خوایی شروع کنی.
دیدگاه با حمید پرنیان — ژانویه 18, 2009 #
دو تا زود-داوری داشتم: خیلی وقت ه شروع کردی ولی روی پست اول موندی: خب می خوایی نت هات رو بذار این جا شاید به درد ما هم خورد خب. خب کسی که ارشد می خونه باید نظرات سنجیده ای بده
) سومی هم داره این ه که من فکر می کردم تو از گوگول من رو پیدا کردی. بوس بوس.
دیدگاه با حمید پرنیان — ژانویه 18, 2009 #
شما هم خوش آمدین فاروق جان
دیدگاه با behrad — ژانویه 19, 2009 #
وای پسر ببین کی اینجاست: حمید پرنیان!
خیلی خیلی خوشحالم که اینجا سر زدی حمیدجان و همچنین به محبتی که نسبت به من داری
راستش وقتی جناب پژ اینجا کامنت گذاشت یکی از دوستان گفت که شما ارتباطات ویژه ای دارید! اون لحظه خودم باور نکردم ولی حالا دیگر دارد باورم می شود !
راستش من هرجا که مطالب شما را می بینم یا حتی کامنت های شما را که در بلاگ های مختلف می خوانم لذت می برم . سابقه آشنایی من با شما گوگلی نیست و خیلی وقت است که با شما و نوشته های شما آشنا هستم و اگر بگویم حمید پرنیان یکی از قطب های فکری جامعه همـــجـــنــــس گرایان ایران است اصلا اغراق نکرده ام
دیدگاه با behrad — ژانویه 19, 2009 #
بهراد جان پس کی شروع میکنی پسر؟!کامنتهاتو تو وبلاگها میخونم صبرم کمتر میشه از کامنتها این طور بر میاد که باید نوشتهات هم جالب باشه.خواهش میکنم شروع کن.باشه!!
دیدگاه با علیرضا — ژانویه 20, 2009 #
بهراد جان باورت که قطعی شد -یک هیچ به نفع من پون بده.همه میگن من تله پاتیم قویه. بوس بوس.
دیدگاه با مهدی — ژانویه 20, 2009 #
علیرضا جان امیدوارم که اسفند شروع کنم. این تعریف های حمید پرنیان فکر کنم آخر کار دست من بدهد! می دانم همین که شروع به نوشتن کنم تشت رسوایی من که هیچ از فلسفه و ادبیات مدرن و این ها نمی دانم از بام می افتد.
)
.از الان یک تقریبا 20 روز فشرده دارم که دیگر به قول معروف باید بترکونم وحسابی درس بخوانم.دیگه وبلاگ های مختلف هم نروم.اصلا کامپیوتر را روشن هم نکنم (با این وضع سر یک روز یقینا خواهم مرد!
خیلی ایده ها در ذهنم دارم که راجع به آن ها بنویسم.از شما و دیگر دوستانی که من را تشویق به شروع اینجا می کنند هم بسیار سپاسگزارم
دیدگاه با behrad — ژانویه 20, 2009 #
مهدی جان راستش چه عرض کنم !
لابد همه درباره شما درست می گویند دیگر
هر چه که ما تکذیب کنیم باز هم احساس شما به حقیقت می پیوندد
دیدگاه با behrad — ژانویه 20, 2009 #
مممممممممممممممممممممممااااااااااااچچچچچچچچچ
دیدگاه با مهدی — ژانویه 24, 2009 #
mamnoon az nazari ke dadi ama tavajoh kon ke in sher vase forooghe farokhzade man ki basham ke ye hamchin sheri ro begam
albate ghosoor az mane ke ino paiin sher naneveshtam
دیدگاه با mohamad — ژانویه 25, 2009 #
ای بابا من رو بگو که به خاطر دیدن این شعر چقدر ذوق کردم!
ابتدا باید از شما به دلیل این که یک همچین شعر زیبایی را در بلاگتان قرار دادید تشکر کنم (انتخاب عکس که دیگر شاهکار بود)
راستش با کارهای فروغ فرخزاد چندان آشنا نیستم ولی تا به حال فکر می کردم که تنها شعرهایش در قالب شعر نو باشد که گویا این طور نبوده است.از این دست شعر در زبان فارسی بسیار کم و نادر است
گرچه این شعر به پای اشعار عاشقانه بسیار زیبایی که از شعرایی مانند سعدی داریم نمی رسد ولی در نوع خود از آن جا مه از زبان یک زن گفته شده در ادبیات ما کم نظیر است
دیدگاه با behrad — ژانویه 25, 2009 #
بهراد تو چقدر شبیه منی! قبلا فکر میکردم فقط منم که از شعر و ادبیات سردر نمیارم.البته خوب شاید داری شکسته نفسی میکنی ولی یه کم باهات همزاد پنداری میکنم!نمیدونم چرا
دیدگاه با علیرضا — ژانویه 31, 2009 #
یه نگاه که به صفحه اول بلاگ انداختم دیدم جای گذاشتن کامنت ها بالای جای نوشتن پست هست
فکر کنم شما شروع کردی ولی یه جور دیگه
یعنی بیشتر که فکر می کنم شما نه تنها شروع کردی بلکه خیلی وقته داری ادامه می دی
پست اصلی به نظر من کامنت هاست که دو نویسنده داره یکی شما و یکی بازدید کنندگان
سبک جالبی هست( البته این چیزی هست که از فرم بلاگ و پست و کامنت ها و جواب کامنت ها به من القا شد و اینکه حتما این چیزی که فکر می کنم درسته یا نه مشخص نیست)
دیدگاه با خرمگس — فوریه 10, 2009 #
راستش خرمگس جان این روندی که خودم هم مانند خوانندگان زیر پست ها کامنت بگذارم و با آن ها تعامل و گفتگو کنم را می خواهم بعد از شروع کردن هم ادامه بدهم و حدث شما کاملا درست است.این وبلاگ من هم مثل طرح های عمرانی دولت سازندگی شده که یک وقتی افتتاح می شود و تازه چندین ماه یا حتی یک سال بعد مورد بهره برداری قرار می گیرد!
ممنون از این که سر زدین ( توی بلاگتون هم یک سوال از شما پرسیدم که امیدوارم خیلی پرت نبوده باشد !)
دیدگاه با behrad — فوریه 10, 2009 #
دوست من
نوشته ها بر اساس افراد واقعی نیست
دیدگاه با خرمگس — فوریه 10, 2009 #
ججالبه . چه ارتباط گیری قشنگی اینجا صورت گرفته با خواننده های وبلاگ . من یک مدیریت قشنگ می بینم . موفق باشی
دیدگاه با خشایار — فوریه 11, 2009 #
نظر لطف شماست خشایارجان. خیلی از شما ممنونم
دیدگاه با behrad — فوریه 11, 2009 #
بهراد عزیز بهمن هم تموم شد! من منتظرم شروع کنی ولی از کامنتها و جوابهای شما مثل اینکه شروع کردی من خبر ندارم. اینطوری هم خوبه.. جالبه.
اگه اجازه بدی میخوام لینکت کنم.
دیدگاه با hamlet — فوریه 11, 2009 #
به به !
انگار یک نفر جدید هم به جمع ما اضافه شد. قبلا هیچ گاه در جمعمان F to M نداشتیم یا من به یاد ندارم
انصافا وبلاگ جالبی هم دارین که از خواندنش لذت بردم
الان که دارم این ها را می نویسم چند ساعت بعد امتحان دارم ولی این قول را به شما و بقیه دوستان می دهم که اواسط هفته آینده این جا را شروع کنم
از دوستان هم هر که را که بشناسم از جمله شما لینک خواهم کرد.
با سپاس از شما
دیدگاه با behrad — فوریه 12, 2009 #
بگو رفیق. بگو
دیدگاه با رضا — فوریه 15, 2009 #
شروع عالیی بود! چه مفصل.. فکرای خوبی داری حتما وبلاگ جالبی میشه.
ولی اصلا فکر نمیکردم اینقدر کوچولو باشی!
موفق باشی بهراد عزیز
دیدگاه با hamlet — فوریه 16, 2009 #
با سلام
نمی دانم طبق کدامین آیات همجنسگرایی را خلاف متن صریح قرآن می دانی ؟؟؟؟؟؟؟
چرا عزیزم داریم ولی همه آن ها چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
و جمله بالای شما ، گونه ای از خلوت و کار سخن می گویی که گویی همجنسگرایی گناهی بسیار بزرگ می باشد
نمی دانم طبق کدامین مستندات و دلایل از عنایات اساتید محترم حوزه سخن می گویی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ای کاش قبل از نوشتن و گفتن کمی فقط کمی فکر می کردیم .
دیدگاه با محمد حسین فهیم — فوریه 17, 2009 #
Khob az taraneh gofti va gelayeh hamid ke chera khanandehayeh irani az eshgh be hamjens nemikhonan!
bachehayeh taraneh saraa bayad barayeh ghesmateh taraneh Cheraq taraneh hashon ro befrestand ke baztab peyda kone va ehtemalan khahan barayeh ejraa!
دیدگاه با aseman22 — فوریه 28, 2009 #
ایده ی خیلی خوبی است
امیدوارم که عملی شود
دیدگاه با behrad — فوریه 28, 2009 #