دفتر ما این چنین گشوده شد…
فوریه 15, 2009 at 6:44 ب.ظ | In پراکنده | 12 CommentsTags: آغاز،شروع،موسیقی،ادبیات،فرهنگ،جامعه
نزدیک به یک سال گذشت …
از آن روزی که به فکرم زد که من هم برای خودم یک بلاگ داشته باشم. از آن روزی که برای اولین بار به صفحه اصلی وردپرس رفتم و ثبت نام کردم .یک پوسته به رنگ آبی آسمانی انتخاب کردم و نقش آسمان را بر طاقش زدم
نزدیک به یک سال گذشت …
در این یک سال انگار که حامله بودم تا بالاخره امروز بارم را زمین گذاشتم بالاخره امروز به دنیا آوردم تکه ای از خودم را
قبل از هرچیز لازم است از تمام دوستانی که در این یک سال پیام گذاشتند و من را تشویق به نوشتن کردند از اولین آن ها (بهبد عزیز) تا آخرینشان (هملت گرامی) صمیمانه تشکر کنم.پیام های دوستان در این مدت برایم قوت قلب ویک نقطه اتکا بود.امیدوارم که بتوانم یک ارتباط صمیمی با همه خوانندگان صرف نظر از افکار و گرایش هایشان برقرار کنم
پس از آن شایسته است کمی درباره خودم و همچنین وبلاگ و سمت و سوی کلی آن توضیح دهم.البته توضیحاتی که اینجا می دهم را در بخش درباره من و وبلاگ در عنوان صفحه نیز قرار خواهم داد و هر بخش جدیدی که اضافه کنم احتمالا توضیحاتش را به مطالب قبلی اضافه می کنم:
در آغاز لازم می بینم که درباره خودم توضیحات مختصری بدهم :
اسمم امیر است و در این دنیای مجازی ملقب به بهراد هستم.حالا شاید شما بگویید چرا بهراد و چرا همان امیر نه ؟
این طور به شما پاسخ می دهم که تصوری که از خودم دارم و واقعیت وجودی ام را آن طور که دریافته ام با نام بهراد هماهنگی بیشتری دارد.راستش اسم امیر در نظر حاکمان و فرمان روایان مطلقه را تداعی می کند که با روحیات من سازگاری چندانی ندارد .در عوض بهراد به نوعی در آهنگش هم نوعی نرمی نهفته است(سیلاب اول) و هم نوعی استواری را در خود جای داده است(سیلاب دوم) که با واقعیت وجودی من هماهنگی بیشتری دارد.دوم این که با خودم این گونه وعده کرده ام که در این دنیای مجازی تا حد ممکن خودم باشم آن گونه که هستم نه آن گونه که دیگران را پسند است.گرچه در زندگی هم ممکن است در جایی حقیقت را به عمد پنهان کنم ولی از دروغ گفتن تا حد ممکن پرهیز دارم و لزومی برای آن نمی بینم.نه به خانواده نه به دوستان و نه به هیچ کس دیگری. در همین راستا می گویم که همجنسگرا هستم و از آن چه هستم شرمسار نیستم.شاید شرمساری های زیادی در زندگی داشته باشم ولی قطعا همجنسگرایی میان آن ها جایی ندارد.در عین حال به نظرم جایی برای افتخار هم به همجنسگرایی نیست. نه حالا گرایش جنسی بلکه در نظر من هرچیزی که انسان در انتخاب آن نقشی نداشته باشد مانند ملیت و حتی خانواده جایی برای افتخار ندارد.البته قطعا در مقابل کسانی که خواهند گفت که باید از آن چه هستم شرمگین باشم با قطعیت می گویم که به آن چه هستم افتخار می کنم که جنس این گونه افتخار مسلما با افتخارهای مثلا علمی و یا ورزشی و مانند آن ها متفاوت است
مطلب دیگر این که زمانی که این سطور را می نویسم (بهمن هشتاد و هفت) به زودی 21 سالم تمام خواهد شد و وارد 22 مین سال زندگی می شوم. درباره شغلم هم بگویم که فعلا دانشجو هستم و اگر اتفاق خاصی نیفتد و به میمنت و مبارکی از تحصیل فارغ شوم احتمالا به خیل عظیم بی کاران خواهم پیوست !
درباره وبلاگ هم بگویم که جهت گیری من در اینجا غالبا فرهنگی و مشخصا موسیقی و ادبیات خواهد بود. ابتدا در نظر داشتم که برای درج نظراتم درباره سیاست و اجتماع وبلاگ دیگری بسازم ولی بعدا با خودم فکر کردم که درست نباشد که جنبه های مختلف زندگی خودم را به نوعی از هم جدا کنم بلکه بهتر است هر چه هستم و هر آن چه می اندیشم همه را یکجا و یکپارچه به خوانندگان ارائه کنم در همین راستا احتمالا گاهی هم مطالبی راجع به سیاست و جامعه اینجا خواهم نوشت
در بخش موسیقی باید بگویم که قصد دارم که بیشتر از موسیقی همه پسند یا به اصطلاح پاپ استفاده کنم. سعی می کنم ترانه هایی را انتخاب کنم که کمتر شنیده شده باشند و در عین حال تازگی و طراوت خاصی هم داشته باشند.البته این به این معنی نیست که جای دیگر سبک های موسیقی ایجا خالی باشد.خود من یکی از طرفداران پروپاقرص سبک های Jazz & Blues و Rock N Roll هستم. سعی می کنم که به ویژه در این دو سبک و همچنین در دیگر سبک ها ترنه های شنیدنی در اینجا قرار بدهم
در مورد ادبیات باید بگویم که دوره ادبی مورد علاقه من به نوعی قرن جهارم و پنجم هجری و مشخصا شعرایی مانند فرخی و منوچهری و عنصری است. البته نه آن شعرهایی که در مدیحه کسانی مانند محمود غزنوی گفته اند بلکه منظورم تغزل های زیبای عاشقانه ای است که وقتی آن ها را می خوانی اطمینان داری که شراب شعرشان چیزی به غیر از همان نوشیدنی سرخ رنگِ (و البته گاهی هم زرد رنگ ! ) سرخوشی آور و مقصود از معشوق کسی جز همان زیبارویان ترک و تاجیک نیست.هر چند شاید شعر عاشقانه این دوره از چیره دستی های کسانی مانند سعدی و حافظ که زیباترین شعرهای عاشقانه را از جهت لفظ و معنی گفته اند بی بهره است ولی همان سادگی و روانی شعرهای عاشقانه شان عمیقا من را تحت تاثیر قرار می دهد.حضور همجنسگرایی در شعر فارسی بسیار آشکار است و در آثار تقریبا تمامی شعرای قرن پنجم به بعد می توان نشانه هایی از آن را مشاهده کرد.چه تمایلات همجنسگرایانه در شعر شعرایی مانند خاقانی، سعدی و حافظ و چه حضور همجنسگرایان در شعر شعرایی مانند مولوی. یکی از نویسندگان و شاعرانی که به راحتی رد پای همجنسگرایی را می توان در شعر و حکایاتش عیان دید و به نوعی حتی برای آن تئوری سازی کرده است عبید زاکانی نویسنده قرن هشتم است که تمرکز زیادی روی آثار عبید و تصویری که او در آثارش از وضع اجتماعی ایران بدست می دهد خواهیم داشت
ببخشید که این معرفی با حاشیه رفتن های من کمی طولانی شد.اگر بخش جدیدی در میان نوشته ها دیدید حتما به برگه درباره من و وبلاگ سر بزنید و توضیحات مربوط به بخش را که اضافه کرده ام آن جا ببینید
12 دیدگاه »
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته. شناسهی دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.

من کامنت این پست رو تو پست قبلی گذاشتم! خیلی حواسم پرته!
دیدگاه با hamlet — فوریه 16, 2009 #
جادويي آغاز كردهست آتش ار نه از چه رو
گاه پشتش روي گردد گاه پايش سر شود
دیدگاه با خرمگس — فوریه 16, 2009 #
ممنون هملت جان از لطفی که نسبت به من داری
راستش در مورد سنم آن هایی که با من صحبت کرده اند بدون این که من را دیده باشند گفته اند که نمی خورد به من که 22 ساله باشم . کسی که طرفدار موسیقی Rock N Roll است معمولا باید یک چهل پنجاه سالی سنش باشد !
از طرفی در خیابان یا جاهای دیگر هم به من می گویند که به من نمی خورد دانشجو باشم و اغلب فکر می کنند که بچه دبیرستانی هستم.خصوصا که همیشه از این کوله ها بر دوش دارم
دیدگاه با behrad — فوریه 16, 2009 #
ممنون جناب خرمگس امیدوارم که لایق تعریف شما باشم
دیدگاه با behrad — فوریه 16, 2009 #
مبارک باشه و خوش اومدی
دیدگاه با 5pesar — فوریه 16, 2009 #
ممنون رضاجان
دیدگاه با behrad — فوریه 16, 2009 #
سلام
شروع خوبی بود
امیدوارم حرکتت هم خوب باشه . که خواهد بود .
من یه چند ماهی میشه به خیل بی کارا پیوستم . خوش اومدی به این جمع . البته بعد درست.
دیدگاه با رضا — فوریه 16, 2009 #
سلام رضاجان
نسبت به من لطف دارید
ممنون از خوشامدگویی شما
امیدوارم که به زودی همه سر کار برویم (گرچه همین الان هم به نوعی دیگر سر کاریم )
امیدوارم که مطالبی که اینجا قرار می دهم مورد توجه عزیزان قرار بگیرد
دیدگاه با behrad — فوریه 16, 2009 #
سلام.خیلی خیلی خوش اومدی.تمام پستت رو خوندم.پس باید منتظر کارهای جالبی از شما باشیم.منم موسیقی رو دوست دارم و برام فرقی نداره که چی باشه مهم اینه که آرومم کنه و یا احساس خوبی در من ایجاد کنه.پیشاپیش هم تولدت و ورود به 23 سالگی رو بهت مبارک باد میگم.من به شما لینک دادم امیدوارم همیشه شاد باشی دوست هم احساس من.
دیدگاه با ::ESHAAREH:: — فوریه 17, 2009 #
سلام جناب اشاره عزیز
من هم از شما بابت این خوشامدگویی گرم خیلی خیلی ممنونم .من هم مثل شما به موسیقی علاقه زیادی دارم و تقریبا هیچ کاری را بدون موسیقی انجام نمی دهم
بابت تبریک تولد هم ممنونم گرچه که چند ماه بعد است
راستش اشاره جان می خواستم شما را لینک کنم ولی نمی دانستم که باید به چه آدرسی پیوند بدهم از بس که ماشالا شما آدرستان را عوض می کنید و از یک سرویس دهنده به یک سرویس دهنده دیگر می روید. گویا دوباره به بلاگ اسپات برگشتید من به همین جا پیوند می دهم (اگر باز هوس اسباب کشی کردی یک ندا بده تا آدرس را عوض کنم (چشمک!))
در ضمن این طور احساس می کنم که قلب مهربانی داری خیلی قدرش را بدان
دیدگاه با behrad — فوریه 17, 2009 #
سلام بهزاد جان
مرسی که لینک دادی
تو هم لینک شدی رفیق
می تونم که بگو رفیق نه
دارم دانلودش می کنم
اینترنت من آشغاله رفیق
اما می دونم که ازش خوشم می آد
چون من عاشق جازم.
فعلن رفیق
دیدگاه با ماهی — فوریه 18, 2009 #
سلام ماهی جان
خوشحالم که اینجا می بینمت
راستش عزیزم من بهرادم و خوشحالم که یک نفر با سلیقه موسیقی شبیه به خودم پیدا کردم
راستش چیزی که خیلی درباره پست های موسیقی فکرم را مشغول می کند همین سرعت افتضاح اینترنت است بنابراین سعی می کنم که حجم فایل حداکثر از 3Mb فراتر نرود
البته مطمئن باش اگر دانلود کنی پشیمان نخواهی شد
دیدگاه با behrad — فوریه 18, 2009 #