بالاخره دیدید که تغییر در این نظام به روش مسالمت آمیز ممکن نیست؟
ژوئن 12, 2009 at 10:15 ب.ظ | In سیاست | 36 CommentsTags: مهدی کروبی, موسوی, میر حسین موسوی, مشارکت, کروبی, انتخابات, احمدی نژاد, تقلب, تقلب در انتخابات, خامنه ای, رضایی
خبرگزاری فارس چند دقیقه ی پیش خبر از پیروزی قطعی محمود احمدی نژاد در دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران داد. اگرچه با توجه به مشارکت گسترده ی مردم احتمال انتخاب مجدد احمدی نزاد به عنوان رئیس جمهور آن هم یک ضرب در دور اول انتخابات تقریبا محال به نظر می رسید ولی به لطف تقلبات گسترده این مهم به انجام رسید تا حاکمیت نشان دهد که کوچک ترین تغییری را در ساختار قدرت با روش های مسالمت آمیز مانند انتخابات پذیرا نیست. حتی آن انتخاباتی که نامزدهای آن از پیش توسط شورای نگهبان برگزیده شدند و تماما از میان افراد معتمد نظام هستند. این روشن ترین دلیل برای اثبات نادرستی نظر کسانی است که مانند خودم پیش از این امید داشتند که بتوانند از طریق یک فرآیند تدریجی و پله به پله تغییرات دمکراتیک در این نظام ایجاد کنند. خود من دقیقا شب پیش از انتخابات تصمیم گرفتم تحریم چند ساله ی خود را بشکنم و روز جمعه برای اولین بار در عمرم در انتخابات شرکت کردم و به مهدی کروبی رای دادم.
کجایند آن ها که می گفتند با مشارکت گسترده ی مردم امکان تقلب از اقتدارگرایان سلب می شود؟ آن ها که صحبت از صیانت از آرای مردم می کردند چرا خاموشند؟ آیا تقلب از این گسترده تر و فاحش تر امکان پذیر است؟ چه کسی جوابگوی سرخوردگی گسترده ی توده های مردم که با هزار امید و آرزو و به منظور ایجاد کمترین تغییر پشت صندوق های رای حاضر شدند خواهد بود؟
نتایج انتخابات دوره ی دهم نشان داد که اصلاحات سیاسی در ایران به بن بست کامل رسیده است و کوچک ترین روزنه ی امیدی برای تغییر از طریق انتخابات و مانند آن وجود ندارد. عزیزان بیایید دست به کار شویم و فکر دیگری برای خلاصی از این نکبت کنیم.
تا کنون 36 نظر داده شده »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.

دوست عزیز، آنها که می گفتند باید رأی داد هنوز هم بر عقیده خود استوار هستند…..هیج هم اشتباه نکردند چون وظیفه هر عضو از جامعه ایران مشارکت در تعیین سرنوشت خود است که آن را به درستی انجام داده اند.
حال اگر جناجی یا نیروهای نظامی بخواهند روش بازی را عوض کنند مردم هم کم کم روش بازی را مقل آنها عوض خواهند کرد…..
به هر حال قدر مسلم هیچ توجیهی برای “تحریم” و بی غیرتی و سکون و تنبلی نیست!
Comment با نازنین — ژوئن 13, 2009 #
[ج[جمهمری اسلامی را تنها و تنها با یک اعتصاب عمومی و قیام مسلحانه میتوان سرنگون کرد.
Comment با مزدک — ژوئن 13, 2009 #
منم پس از سال ها تحریمم رو شکستم. این دوره هر کس رای نمی داد در واقع یه حیوون بود (در معنای ارسطویی ش). خود انتخابات رخداد اصلی بود. ربطی هم به مزخرفاتی مثل وظیفه و غیرت و … نداره. این انتخابات ثابت کرد باید به خشونت چنگ زد, خوب اگه شرکت نمی کردیم که به این نتیجه نمی رسیدیم.
Comment با fddffd — ژوئن 13, 2009 #
می دونی… هر وقت باهات صحبت میکردم و با اعتماد می گفتی که احمدی نژاد باز هم رییس جمهور میشه، پیش خودم فکر می کردم بهراد دیگه بیش از حد بدبین اه، الان حرفاتو می فهمم!
Comment با Nosrat — ژوئن 13, 2009 #
مبارزه مسلحانه؟ هه! ما مردم حتا حالشو نداریم که به این تقلب فجیع اعتراض کنیم!!
Comment با Nosrat — ژوئن 13, 2009 #
همه ما خام شدیم رفتیم تو شوی تبلیغاتی خامنه ای شرکت کردیم که به دنیا پز بده. کشک بود انتخابات عزیز. حق با کسایی بود که میگفتن تحریم کنید انتخابات رو.
از ماست که بر ماست
Comment با احسان — ژوئن 13, 2009 #
تا بود چنین بوده…. مردم هیچکاری نمی کنند. مبارزه مسلحانه اونوقت؟!
Comment با آرمین — ژوئن 13, 2009 #
امروز همه سیاه پوشیم
همه در سوگ یک کشور و یک پرچم نشسته ایم.
همه عذای گریه گرفته ایم و پنجه به صورت هامان می کشیم.
نباید رای می دادیم …
سلام
Comment با رهام — ژوئن 13, 2009 #
من منتظر انقلاب رنگی هستم
Comment با سعید — ژوئن 13, 2009 #
بهراد عزیزم.. بازم میگی من خیلی بدبینم؟.. متاسفم که به این نتیجه رسیدی هر چند زیاد هم امیدوار نبودی.. فعلا هم همه میگن که اشتباه کردن ولی چهار سال بعد بازم همین آش ه و همین کاسه.. مثل همیشه.
برای بعضیها هم متاسفم که بعد از سی سال تازه میگن اشتباه نکردن و باید در تعیین سرنوشتشون مشارکت میکردن.. مگه چند بار باید یه تجربه رو تکرار کرد!
Comment با hamlet — ژوئن 13, 2009 #
با سلام
اگر رای نمیدادم به این قطعیت نمیرسیدم.
برای من انتخابات دیگه مرد .
یا علی
Comment با yeenghelabi — ژوئن 13, 2009 #
وقتی با این گستردگی در انتخابات تقلب می شود دیگر چه توجیهی برای شرکت در انتخابات می ماند؟
شرکت در انتخابات به غیر از توهین به شعور خود چه توجیهی خواهد داشت؟
این انتخابات مشارکت در سرنوشت نبود بلکه یک بازی خیمه شب بازی بود.
آیا تحریم با بی غیرتی و سکون و تنبلی یکی است؟
چطور شما به این نتیجه رسیدید؟
شما که هر چهارسال یک بار رای می دهی و بعد می روی و در خانه ات می خوابی مثلا خیلی فعال و با غیرتی؟
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
اعتصاب عمومی را هستم ولی با هر گونه خشونتی مخالفم.
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
اتفاقا بر خلاف آن چه تصور می کنید همچنان دارید به بیراهه می روید
از این نظر با شما موافقم که مردمن باید به طور گسترده در انتخابات شرکت می کردند و به چشم می دیدند که رایشان پشیزی ارزش ندارد اما این که حالا ما بیاییم و به خشونت دست بزنیم چیزی است که صد در صد با آن مخالفم. ما باید با یک اعتراض بدون خشونت همانند آن چه در اوکراین یا گرجستان اتفاق افتاد در راه رسیدن به مقاصدمان حرکت کنیم. حالا وقتش است که جناب موسوی و کروبی نشان دهند با متقلبان هستند یا با مردمی که به آن ها رای دادند.
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
نصرت جان باور کن حتی خود من هم از این نتایج غافلگیر شدم.
شخصا فکر نمی کردم که خامنه ای حاضر باشد چنین هزینه ی سنگینی برای ابقای احمدی نژاد برای یک دوره ی 4 ساله ی دیگر متحمل شود.
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
سلام عزیزم
باز رهام جان اگر مردم واقعا به این نتیجه برسند و در دوره های دیگر در انتخابات شرکت نکنند خوب است.
متاسفانه این مردمی که من می بینم باز 4 سال دیگر هم می روند و رای می دهند.
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
از عکست معلومه که خیلی جوونی!
آرزو بر جوانان عیب نیست عزیزم.
سپاه آن جا بیکار ننشسته که من و شما بخواهیم انقلاب رنگی کنیم. اگر در یک روز 1 میلیون نفر را هم بکشند اصلا برایشان مهم نیست
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
نوشتند موسوی، خواندند احمدی!
یه سر به من بزنید …
http://lifeisx.wordpress.com
Comment با merman — ژوئن 13, 2009 #
هاملت جان
اصلا تصور نمی کردم که در این حجم گسترده و وسیع تقلب صورت بگیرد. کمتر کسی فکرش را می کرد. نتایج این انتخابات نشان داد که راه حتی کوچکترین تغییری هم از انتخابات نمی گذرد. به قول دوستی برای ایجاد تغییر باید خون داد و نه رای.
امیدوارم که از اشتباهات درس بگیریم. با وجود وضعیت فعلی شرکت در هر گونه انتخاباتی کمترین توجیهی ندارد.
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
سلام دوست عزیز
به نظر من هم این رای دادن برای بسیاری لازم بود تا شخصا به عین الیقین دریابند که رایشان در جمهوری اسلامی به پشیزی نمی ارزد. امیدوارم که اشتباه دیروز را دیگر هیچ گاه تکرار نکنیم
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
[...] که تغییر در این نظام به روش مسالمت آمیز ممکن نیست؟ لینک به منبع پیوند در [...]
پینگ با آبی آسمانی: بالاخره دیدید که تغییر در این نظام به روش مسالمت آمیز ممکن نیست؟ « پسر — ژوئن 13, 2009 #
همیشه کاش ها و آه ها بوده و در ایران هم به صورت گسترده تر وجود داشته اما دیگر آه نمی کشم. برای اونکه این وضعیت رو نمی خواد عطای این پیر عروس رو باید به لقاش ببخشه بزاره مال اونایی که این رئیس جمهور این شکلی و جمهوری این جوری میخوان، باید از ایران رفت
Comment با bitars — ژوئن 13, 2009 #
مبارزه مسلحانه. با کمک هم دیکتاتور خامنهای و مباشر او احمدینژاد رو میکشیم
Comment با آریو — ژوئن 13, 2009 #
متاسفانه این نتیجه ای است که دارم بیش از پیش به آن می رسم.
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
آریو جان شما که جمهوری دمکراتیک داری ناسلامتی.مبارزه ی مسلحانه برای چریک ها و کمونیست هاست.
البته آن طور که من از مواضع شما سراغ دارم جمهوری دموکراتیکتان از نوع جمهوری دموکراتیک کره (کره ی شمالی) است!
شما که حتی حاضر نیستید بروید در خیابان و به تقلب در انتخابات اعتراض کنید چطور می خواهید مبارزه ی مسلحانه بر ضد رژیم کنید؟!
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
ما هستیم ! با هر اقدامی برای براندازی موافقم و از جان مایه میگذارم . یکبار مردن ، در میدان مبارزه ، با افتخار و سربلند ، را به روذی هزار بار مردن در زیر بار خفت این نظام ترجیح میدم !
Comment با نازنین — ژوئن 13, 2009 #
من به عنوان یک تحریمی با تمام رای داده ها همدردی می کنم با اینکه عقیده دارم قبل از این انتصابات هم ماهیت اسلام روشن بود ولی می توان درک کرد که عده ای امید هایی داشتند ولی از این پس دیگه دست کم من میتونم به سلامت عقلی رای دهندگان به اسلام شک داشته باشم.
Comment با همجنس گرا — ژوئن 13, 2009 #
مردن به از این زندگانی !
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
امیرجان همین الان هم اگر شک کنی به خدا هیچ حرجی بر تو نیست!
Comment با behrad — ژوئن 13, 2009 #
اگر یادتون باشه قبل از انتخابات من نتیجه رو پیش بینی کرده بودم که احمدی فاسد هستش و در فیس بوک هم نوشتم که اینها نقشه ای از پیش طراحی شده هست که با تدبیر اجرا شد و همه رو به پای صندوقهای رای کشید.باز هم میگم هر کس اعتقاد داره که این رژیم پس از سی سال قابل اصلاح هست باید به عقل و خرد و مغز اون ایراد گرفت.
Comment با حامد — ژوئن 14, 2009 #
سوتي شبكه ي خبر در اعلام آرا : با وجود شمارش حدود 5 ميليون راي جديد، آراء محسن رضايي از 633,048 راي به 587,913 راي تقليل يافت.
آمار زير از كاركنان وزارت كشور گرفته شده افراد واجد شرايط راي: 49322412 افراد شركت كننده در انتخابات: 42026078 تعداد آراي باطله: 38716 1 ميرحسين موسوي خامنه 19075623 كروبي 13387104 محمود احمدي نژاد5698417 محسن رضايي ميرقائد 3754218
Comment با mirzakasrabakhtiyary2 — ژوئن 15, 2009 #
اصلاحات دیگه به بن بست کامل رسیده. من تنها در انتخاباتی شرکت می کنم که تحت نظارت بین المللی انجام شود.
Comment با behrad — ژوئن 15, 2009 #
کسری جان شما هم عجب حرف هایی می زنی!
وقتی یک میلیارد دلار گم می شود دلیلش اشتباه حساب داری بوده (انگار یک یقرانی گم شده) آن وقت شما برای 98 هزار رایش چک و چونه می زنید؟
جعلی بودن آرای اعلام شده چیزی نیست که کسی کمنرین شکی در آن داشته باشد. خاک بر سر ها خواستند تقلب هم کنند بلد نبودند یک جوری عدد سازی کنند که این طور گندش در نیاید.
Comment با behrad — ژوئن 15, 2009 #
مرتیکه آشغال چرا به درخواست وکلا برای کمک امتیاز منفی دادی؟
جوانان ما دارند شکنجه می شن به جای اینکه خودمون وکیل بگیریم باید به در خواست از وکلا لینک منفی بدیم؟
Comment با ایرانی — ژوئن 28, 2009 #
یک لیوان آب خنک بخور و در خالی که داری از تعطیلات ناشی از 6 روز بسته شدن حسابت توی بالاترین لذت می بری قوانین سایت رو مطالعه کن!
Comment با behrad — ژوئن 28, 2009 #
سلام بهراد عزیز وقت شما بخیر
کوروش هستم از بلاگ خانه ی رایمند
این گزیده ای از ژولین افروی روشنگر و فعال جنبش علیه سلطه ی حکومت کلیساست که لب به اعتراض گشوده فریاد وا مصیبتا سر داد .
( هیچ چیز جزء یک ماشین )
((بدن انسان ماشینی است که فنرهای خودش را کوک می کند . تصویر زنده ای از حرکت دائمی است . تغذیه ی حرکت هایی را که هیجان برمی انگیزد تداوم می بخشد بدون غذا ، روح تحلیل می رود ، دیوانه می شود ، و از توان می افتد و می میرد . روح شمعی است که شعله اش لحظه ای پیش از خاموشی گر می گیرد . اما تغذیه ی بدن ، در رگهایش عصاره ی زندگی بخش و مایع نیرو بخش می ریزد و آنگاه روح نیز به مانند آن نیرومند می شود انگار که خود را به شجاعتی غرور آمیز مسلح می سازد . و چون سربازی که آب وادار به فرارش کرده باشد بی باک می شود و با شور و شوق به صدای طبل ها به سوی مرگ می رود . بنابراین یک نوشیدنی داغ خون را به حرکت تند وا می دارد ، حال انکه آب سرد آن را آرام می سازد .
گرسنگی لامروت ما را به چه کارهایی می کشاند ! دیگر حتی ملاحظه ی پدر و مادر و فرزندانمان را هم نمی کنیم . حریصانه آنها را تکه پاره می کنیم و ضیافت وحشتناکی با آنها برپا می داریم ؛ و در بحبوحه ی خشم و خشونتی که اختیار از ما می رباید ؛ ضعیف ترین همیشه طعمه ی قوی ترین است . ))
Comment با کوروش — جولای 16, 2009 #